"به نام خداوند بخشنده و مهربان"

 

بی وفایی یا خیانت: پیشگیری و راه های گذر از آن

بی وفایی و خیانت، اساسی ترین جزء رابطة زناشویی را که همان اعتماد است خدشه دار می کند. بنابراین آثار مخرب بسیار عظیمی در زندگی مشترک به جای می گذارد. اغلب همسرانی که مورد بی وفایی قرار گرفته اند، احساسشان میان میل به جدایی و تمام کردن ارتباط و تلاش برای نجات ازدواج به شدت در نوسان است. در اصطلاحات، اصطلاح "شریک زندگی اقدام کننده" برای توصیف فردی به کار می رود که رابطة جنسی نامشروع داشته است و "شریک زندگی آسیب دیده" اصطلاحی است برای توصیف فردی که چنین رابطه ای نداشته است. در فرد آسیب دیده عواطف شدید اغلب بین احساس خشم نسبت به فرد اقدام کننده و احساسات درونی خجالت، افسردگی، فقدان قدرت توانکاه، احساس قربانی شدن و رها شدگی در نوسان هستند. مطالعات در زمینة پاسخهای تکان دهنده حاکی از این است که وقتی رویدادی فرضیه های اساسی فرد را دربارة چگونگی عملکرد جهان و افراد نقض می کند، احتمالا ضربة عاطفی شدیدی وارد می شود (جان اف- بلومان، 1989). چندین فرضیة مهم زوجها از طریق پیمان شکنی نقض می شود. برای مثال: این فرضیه که زوجها به هم اعتماد داشته باشند یا این فرضیه که رابطة زناشویی جایگاهی امن است. وقتی که این باورهای اساسی نقض می شود، فرد آسیب دیده توانایی پیش بینی آینده را به میزان زیاد از دست می دهد و بنابراین احساس عدم کنترل را تجربه می کند. بدین ترتیب رابطة جنسی نامشروع و خارج از چارچوب زناشویی صرفا رویدادی بسیار منفی نیست بلکه نقض فرضیه های بنیادی چون اعتماد و پیش بینی پذیری است. بدین معنی که فرد آسیب دیده فروپاشی باورهای اساسی خود را که برای امنیت عاطفی ضروری است، تجربه می کند. (تو را نشناختم- تو آن کسی که فکر می کردم نبودی- فکر می کردم که می توانم به تو اعتماد کنم) حتی اگر پیمان شکنی تمام شده باشد تا مادامی که فرد آسیب دیده معنای روشنی از اینکه چرا پیمان شکنی رخ داده است، بدست نیاورد، به شریک زندگی اش این اعتماد را ندارد که دوباره به او صدمه وارد نخواهد کرد. در واقع تا حد زیادی هم اعتماد نسبت به خودش و توانایی اش را هم از دست می دهد. وقتی بتواند پاسخ درستی برای این چرا پیدا کند می تواند اقداماتی برای تغییر بکند و دوباره به توانایی پیش بینی و اعتماد به خود دست یابد. به طور کلی می توان انواع خیانت های زناشویی را بر روی یک طیف در نظر گرفت، طیفی که در یک سر آن بی وفایی های عاطفی قرار دارد و در سر دیگر آن خیانت های جنسی.

عمده ترین نکاتی که در مورد تفاوت بی وفایی با خیانت مطرح می شود:

1/بی وفایی مرحله ای خفیف تر از خیانت است.

2/دست کشیدن و کنار گذاشتن بی وفایی در مقایسه با خیانت آسان تر است.

3/بی وفایی، آسیب و عوارض به مراتب کمتری را در مقایسه با خیانت به همراه دارد.

4/بخشش بی وفایی از سوی همسر در مقایسه با خیانت آسان تر است.

بی وفایی و خیانت را می توان به 3 دسته همراه با طبقه بندی های فرعی تقسیم کرد:

الف/ خیانت های عاطفی: در این نوع از بی وفایی عاطفی، یکی از زوجین به دلایل مختلف، مشکلات یا مسائل عاطفی خود و خانواده را بیش از آنکه با همسرش مطرح کند، با فرد دیگری خارج از خانواده اش در میان می گذارد و از او حمایت عاطفی می جوید.

ب/ خیانت های جنسی: به معنای روابط جنسی مرد یا زنی دارای همسر با جنس مخالف است که غریبه می باشد.

ج/ خیانت های مرکب: شکل ترکیبی بی وفایی های عاطفی و خیانت های جنسی. اگر 2 نوع خیانت دیگر(عاطفی و جنسی) را در دو سر طیف بی وفایی و خیانت در نظر بگیریم، می توان خیانت ترکیبی را در این دیدگاه در حد وسط منظور کرد. این نوع خیانت احتمالا فراوان ترین نوع خیانت است.

خیانت و تفاوتهای جنسیتی:

مردان در مقایسه با زنان بیشتر مرتکب خیانت جنسی می شوند. اما زمانیکه موضوع بی وفایی یا خیانت غیر جنسی مطرح می شود، مسئله تفاوتهای جنسیتی اهمیت خود را از دست می دهد. زنان اغلب به خاطر عشق، دوستی و صمیمیت به رابطة نا مشروع کشیده می شوند. در حالیکه مردان اغلب به داشتن تجارب جنسی صرف بسنده می کنند و به دلیل احساس کنجکاوی جنسی، اقدام به برقراری این نوع روابط می کنند. از سوی دیگر برداشت مردان و زنان از رابطة نا مشروع همسرشان با هم متفاوت است. زنها بیشتر از درگیری عاطفی همسرشان با زنان دیگر و مردان بیشتر از درگیری جنسی زن خود با دیگران دچار تشویش خاطر می شوند.

در مورد برخی دلایل اصلی در بروز خیانت در روابط زناشویی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

-از بین رفتن عشق و علاقه: پس از گذشت زمـان طـولانــی با هــم بـودن، بـرخــی افراد آن عــشـق و عــلاقه و احـساساتـی را كه در ابتدا به همسرشـان داشتند، از دست میدهند. اما این رابطه به جزئی از وجودشان مبدل شـده. جـدایی بسیار دردناك و تاثر برانگیزاست. پس به جای جدایی باید چاره ای اندیشید ...

-عدم جذابیت همسر: سر كردن مدت طولانی با یكدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می‌شود. به این معنا كه دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابـیـتی نـدارند و مانـنـد گـذشته به جذب کردن همسرشان نمی‌پردازند. مرد نیز دیـگر همـسرش را زیبـا نیـافته و زنـدگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت.

-اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر: رفتارهای زشـت، نــق زدن هـای دائـمی، نزاع‌ها‌ و مجادله‌ها‌ی فراوان دسـتور العمـل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصـور برخـی مـردان ( البته به غلط )، خـیـانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سـردرد كمك می‌كنــد.

-بولهوسی و هوسرانی: این یك حقیقت غیر قابـل انـكـار اسـت كـه مـردان هوسران توانایی نه گفتن در روابط جنسی را ندارند. گاهی ممكن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیـش آید. در ایـن زمان مردان ضعیف تصـور می‌كنـنـد كـه این موقـیت شاید دیـگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و مرتکب خیانت می‌ شوند. 

-عقده‌ها‌ی جنسی: بعضی مردان مایلند بدانند كه چقدر از نظر سایر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پـیش می‌آید كه آیا هنـوز در جامعه جذابیتی دارند یا خیر كه یافتن این پرسش ممكن است آنها را بـرای رسـیدن بـه اهداف غیر مشروعشان سوق دهد.

-بی خطر شمردن خیانت: برخی تصور می‌كننـد كه اگر خیانت بكنند كسی متوجه نشده و به كسی نیز صـدمـه ای نـخـواهـد رسیـد و ایــن استـدلال را بهانـه ای بـرای انـجام عـمـل خود برمی‌شمارند.

-زیاده خواهی و تنوع طلبی: برخی از افراد بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و تنوع طلبی و هیجانات كاذب و زود گذر به این عـمل تن می‌دهند.

-خیانت همسر: برخی از افراد به بی وفایی و انحراف هـمسـر خـود پـی برده و تـنـها راه آرام كـردن و فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می‌یابند.

-عدم رقبت همسر به داشتن روابط با شوهر خود: برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممكن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا كمتر به این موضوع اهمـیت دهـنـد كه ایـن امـر مـمـكن اسـت باعـث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به كج روی او گردد.

-استفاده بدون آگاهی از سریالها، برنامه های ماهواره ای و شبکه های ارتباط جمعی

-فقدان مهارت و آگاهی زوجین در مورد نیازهای یکدیگر: یکی از عوامل اصلی و در واقع مهم ترین عامل در سوق دادن زندگی زناشویی بسوی بحران و یا خیانت همسر، عامل فقدان مهارت یا آگاهی های ضروری زوجین برای رفع نیازهای یکدیگر است. در واقع معیار خوب یا بد بودن همسر ، بر اساس میزان حرف شنوی او نیست ، بلکه بستگی به میزان توانایی و تمایل او برای برطرف کردن نیازهای همسرش دارد. که یکی از تکنیکهای کاربردی در رابطه با شناسایی نیازها و برطرف کردن آنها، قانون توجه می باشد. این تکنیک در پیشگیری از بروز مشکلات یا زمان مشاهده علائم مشکلات و زمینه های خیانت بیشترین کاربرد را دارد.

مهم ترین اصل قانون توجه: مهم ترین نیازهای عاطفی همسرتان را بر طرف کنید.

گام اول: مهم ترین نیاهای عاطفی خود و همسرتان را مشخص کنید: 10 نیاز عاطفی مهم را که در صورت بر طرف شدن توسط فردی از جنس مخالف موجب ایجاد احساس عشق می شود: 1/ محبت 2/ ارضای جنسی 3/ حمایت مالی 4/ حمایت خانوادگی 5/تعهد خانوادگی 6/ تحسین 7/ همراهی در تفریحات 8/ جذابیت جسمانی 9/ صداقت و بی آلایشی 10/ گفتگو

در حالیکه این 10 نیاز تا حدودی در همه وجود دارد، اهمیت هر نیاز در هر فردی نسبت به فردی دیگر متفاوت است. همچنین اولویت بندی زنان و مردان در این نیازها با هم تفاوت دارد:

اولویت مردان اغلب چنین است: 1/ ارضای جنسی 2/ همراهی در تفریحات 3/جذابیت جسمانی 4/ حمایت خانوادگی 5/ تحسین

اولویت زنان اغلب چنین است: 1/ محبت 2/ گفتگو 3/ صداقت و بی آلایشی 4/حمایت مالی 5/ تعهدخانوادگی

گام دوم: در بر طرف کردن مهم ترین نیازهای عاطفی کارآمد شوید.

بیشترین احساس شادی ما در زندگی از ارتباطمان با دیگران حاصل می شود. زیرا ما قادر به بر طرف کردن مهم ترین نیازهای عاطفی خودمان نیستیم. یعنی دیگران باید آنها را برایمان بر طرف کنند و ما اغلب عاشق شخصی می شویم که گمان می کنیم قادر است به بهترین نحو مهم ترین نیازهای ما را رفع کند.

-از همسرتان بپرسید مهم ترین نیازهای او در رابطه زناشوییتان چیست و دوست دارد چگونه نیازهایش بر طرف شوند؟

-به همسرتان بگویید دوست دارید چگونه نیازهای شما را برطرف کند؟ (به جای انتظار از همسرتان، به او پیشنهادهای مثبت بدهید. مانند: خیلی دوست دارم اگر....انجام بدهی.)

-هرگز توقع نداشته باشید همسرتان برای بر طرف کردن نیازهای شما فداکاری کند یا رنج ببرد.

-پیوسته پس از بر طرف شدن نیازهایتان به همسرتان بازخورد مثبت دهید.

همچنین بهترین و کاربردی ترین رویکرد برای بهبود روابط پس از بروز خیانت، رویکرد مبتنی بر بخشودگی است. زیرا مداخله های مبتنی بر بخشودگی از لحاظ شناختی به افراد کمک می کند تا از این پیمان شکنی بین فردی چارچوب جدیدی فراهم آورند. در اکثر نظریه های بخشودگی، مانند رویکردهای مبتنی بر حادثة تکان دهنده، تاکید اولیه فرایند بر رشد و توسعة شناخت متفاوتی از علت وقوع پیمان شکنی و بازسازی معنای جدیدی از این حادثه است. در واقع رابطة جنسی خارج از چارچوب زناشویی یک حادثة تکان دهندة بین فردی است و ادبیات مربوط به بخشودگی، رهنمودهایی را ارائه می کند که چگونه دو نفر روابط خود را بازسازی می کنند و از طریق: 1/ رشد و تحول همدلی و دلسوزی برای یکدیگر و 2/ انجام رفتارهایی به منظور بر قراری تعادل در روابطشان، آزردگی ها و ناراحتی های خود را بر طرف سازند.

سعیده فرج نیا

کارشناس ارشد مشاوره

 

منابع :

-راهبردهای جدید در زوج درمانی، ترجمه و تالیف اکرم خمسة، پژوهشکده زنان، دانشگاه الزهرا(س)

-دیدگاههای نظری خیانت زناشویی و بهبود روابط (با تاکید بر راهبردهای عملی مشاوره ای، تالیف مهرآور مومنی جاوید و مهرانگیز شعاع کاظمی، انتشارات آوای نور

- سایت ها

seemorgh.com   /   iran-eng.com   /     tebyan.net

اطلاعات تماس

  • تهران- میدان آزادی - ابتدای بزرگراه محمدعلی جناح-بلوار شهید صالحی- میدان سماء- شماره 91- طبقه همکف
  • تلفن: 66085292-021
  • ایمیل:fahm.institute@gmail.com
  • تلگرام : https://t.me/fahminstitute
  • اسکایپ: moshaverefahm
Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…